_1402-11-22_avayeblue_nyli.jpg)
اینکه عده ای جای تیم ایران را در فینال خالی می دانند و معتقد هستند که این تیم تنها با بدشانسی از رسیدن به فینال باز مانده است خیلی خوب متوجه هستند که می شد با کمی تدبیر و آمادگی بیشتر حتی با چاشنی بدشانسی هم راهی فینال شد و این آرزو را تبدیل به حسرت دوباره نکرد.
به هر حال از این پس هر چه در مورد تیم ملی و نتایج آن در جام ملتها بنویسیم و آنها را فریاد بزنیم و به نقد و بررسی بسپاریم باز قرار نیست اتفاق تازه و جدیدی بیفتد تا کمی از امیدواری هایمان تبدیل به واقعیت شوند.
اینکه انتظار داشتیم تیم ایران پس از 48 سال قهرمان جام ملتهای آسیا شود و تنها با چند بازی دوستانه و کمترین آمادگی برای حضور در این رقابت ها از حریفان قدر و تا بن دندان مسلح آماده و سرحالی همچون کره و ژاپن و قطر و حتی همین اردن فینالیست آسیا شد و حتی به قهرمانی رسید؟
خب چه روی کاغذ و حتی در واقعیت و مستطیل سبز این امر هیچ بعید نیست و اصولا چیزی در فوتبال به نام بعید وجود ندارد، اما همین بعید را زمانی تیم ایران می تواند به واقعیت تبدیل کند که ابزارهای کاملی برای این قهرمانی داشته باشد، اما به واقع تیم ایران در این تورنمنت از هر جهت آماده و کامل بود؟ آیا مستحق رسیدن به فینال و حتی قهرمانی آسیا بود؟
در واقع تمامی هواداران فوتبال این خواسته را داشتند و برای رسیدن به آن پس از شکست سوریه و بخصوص ژاپن بسیار امیدوار بودند اما بازی نیمه نهایی برابر میزبان یعنی قطر عیار و قدرت تیم ملی را در برابر حریفش مشخص کرد.
تیم ملی کشورمان می توانست با چاشنی شانس و کمی برتری بیشتر نسبت به حریفانش فینالیست شود و حتی به قهرمانی برسد اما به واقع تیم ایران خود را از هر جهت برای تصاحب جام در آسیا آماده کرده بود؟ از جهت آماده سازی قبل از این تورنمنت، از نظر فنی به واقع از تمامی حریفان آسیایی اش بالاتر بود؟ آیا اگر به قهرمانی می رسید به یک غرور کاذب نمی رسید که با همین بضاعت اندک هم توانسته به جام برسد پس از این پس هم می تواند با کمترین بضاعت به قهرمانی های بعدی برسد؟ آنگاه تکلیف چه می شد؟
_1402-11-19_avayeblue_kdkd.jpg)
پیش بینی یک نیمه نهایی سخت و نفس گیر و طاقت فرسا را در برابر میزبان می شد داشت و همین طور هم شد.
قطر یک حریف سرسخت و چغری بود که به خوبی توانست از میزبانی خود استفاده کند و فاتح نیمه نهایی و یک پای فینال جام شود.
چقدر برای رسیدن به فینال و تصاحب جام لحظه شماری می کردیم، چقدر پس از شکست دادن سوریه در ضربات پنالتی هم خوشحالی کردیم و هم حرص بسیار خوردیم، وقتی برابر ژاپن حریف بعدی از زمین تا آسمان متفاوت بودیم و توانستیم ژاپن را در پایان ۹۰ دقیقه مغلوب کنیم روحیه و انگیزه بسیاری پیدا کردیم.
در ذهن و تصور خود اینگونه پنداشتیم که تیمی که ژاپن مدعی را بتواند در ۹۰ دقیقه شکست بدهد در نیمه نهایی از پس قطر میزبان هم به سلامت عبور خواهد کرد.
هرگز حتی برای لحظه ای شکست برابر قطر را در ذهن نمی پروراندیم بویژه وقتی دقیقه ۳ گل برتری مان را به میزبان زدیم انگیزه مان برای فتح نیمه نهایی بیشتر شد.
اما گل تساوی قطر در باورمان نگنجید و گل دوم قطر مثل آب سردی بود بر پیکر گرم مان که شکست برابر قطر را تاب و تحمل نداشت.
پنالتی و گل تساوی دوم باز ما را به بازی و جام برگرداند تا شاید فرصتی برای گل سوم و برتری پیدا کنیم اما نشد که بشود.
گل سوم قطر دیگر کار را تمام کرد طوری که حتی ۱۴ دقیقه وقت تلف شده هم نتوانست تیم ایران را به گل تساوی و ضربات پنالتی برساند و امیدوار کند.
حسرت رسیدن به فینال برای دومین دوره متوالی تبدیل به حسرت ۴۸ ساله ای شد که هنوز نمی توان آن را باور کرد.
این دوره و این تیم می توانست با کمی شانس بیشتر امیدهای مان برای کسب جام را به بیشترین حد ممکن برساند اما نشد.
حسرت رسیدن به فینال و تصاحب جام به چهارسال دیگر کشیده شد اما معلوم نیست که دوره بعدی چنین تیم باانگیزه و با هدفی همچنان باشد تا طلسم و حسرت جام را برایمان تمامی بخشد.
-1402-11-14-avayeblue_ny2.jpg)
شاید کمتر هواداری فکر این را می کرد که تیم ملی ایران در بازی برابر سوریه نتواند یک بازی آسانی داشته باشد، نتواند که با یک بازی سرتاسر حمله به یک برد شیرین برسد و با خیالی آسوده تر راهی مرحله یک چهارم و مصاف با ژاپن شود.
اما متاسفانه کار ایران برابر سوریه گره خورد چه در 90 دقیقه و چه در وقت های اضافه، بازی طوری مساوی شد که انگاری تیم ملی کشورمان برابر تیمی درجه یک و قدرتمند قرار دارد و بازی برای تعیین تیم قدرتمندتر باید به ضربات پنالتی کشیده می شد اما نه در برابر تیم سوریه ای که همیشه تیم کشورمان برابر آن نتایج پرگل و درخشان به دست آورده است!
به هر حال تیم ایران از مرحله اول حذفی (یک هشتم نهایی) به سلامت عبور کرد هر چند به سختی بسیار زیاد، اما اینبار برای صعود از مرحله یک چهارم نهایی آن هم برابر تیم قدرتمند ژاپن به یک همت و غیرت و تعصب بالاتر نیاز دارد.. دیگر نه ژاپن مانند تیم سوریه است و نه این مرحله حذفی مرحله ای است که بخواهیم با حذف و شکست در آن به سادگی از گردونه مسابقات خارج شویم.
به معنای درست تر و واضح تر اینکه اگر تیم ملی ایران تصمیم و عزمی جدی برای صعود و حضور در جمع چهار تیم و سپس فینال جام ملتهای قطر دارد باید برابر ژاپن تیمی متفاوت تر از تیمی باشد که برابر سوریه قرار گرفت، باید تیمی متفاوت تر از تیمی باشد که در مرحله گروهی با سه برد صعود کرد. تیم ایران اگر می خواهد از سد ژاپن عبور کند باید یک سر و گردن بالاتر از این تیم باشد.
تیم ملی کشورمان برابر تیم ژاپن بخصوص در جام قبلی خاطره خوشی ندارد، شکست در مرحله حذفی برابر ژاپن و حذف از جام یک خاطره تلخ و شاید از طرفی یک انگیزش بسیار زیاد برای تیم ملی کشورمان بوجود بیاورد تا هم حس انتقام با چاشنی برتری از روی منطق و فوتبال خوب بتواند یک برد شیرین و یک صعود دلچسب را برایمان در این جام بدست بیاورد.
ایران برای اینکه بتواند به جام نزدیک و نزدیک تر شود و با قدرتهای بزرگی همچون ژاپن و کره جنوبی رقابت کند باید فعلا و همین امروز یکی از این دو تیم (یعنی ژاپن) را از جام حذف کند، هر چند سخت، هر چند طاقت فرسا و نفس گیر اما برای رسیدن به جام اگر چنین هدفی داشته باشد باید خود خود واقعی اش را نشان دهد.
-1402-11-11-avayeblue_o95e.jpg)
در کوراس رقابت های جام ملتهای آسیا شروع تمرینات آبی پوشان و انجام مصاحبه تند و تیز جواد نکونام تمام نگاه ها را دوباره معطوف به خود کرد.
در تعطیلات زمستانی و نیم فصل که تیم ها برای استراحت و ریکاوری و آماده سازی خود برای نیم فصل دوم قرار دارند باز صدای اعتراض و ناله سرمربی استقلال به آسمان ها رفت، ناله و شیونی که تازه نیست، تازگی ندارد، تکراری است و به قولی تا زمانی که درمان نشود و حلی برای مشکل آن پیدا نشود هر چند وقت یکبار باز بیان می شود، باز شنیده می شود و باز ... .
اینکه دوباره مشکل مدیرعامل و سرمربی که از قبل از شروع فصل بارها و بارها به صورت علنی شنیده و دیده شد و حتی با حضور در برنامه زنده تلویزیونی هم نتوانست حتی ذره ای از آن اختلاف ها را کم کند شاید در طول نیم فصل اول هر طور بود با یک سکوت نسبی و آشتی مصلحتی خاموش شد تا استقلالی ها بتوانند با صدرنشینی و قهرمانی در نیم فصل اول مزد آن را دریافت کنند اما مشکل همچنان پابرجاست.
اینکه باز جواد نکونام از اختلاف های مدیریت با خود صحبت به میان می آورد و سکوت دیوانه وار مدیریت باشگاه استقلال شاید تایید بسیار محکمی بر این اختلاف هم پیدا کند اما انگاری نه مدیریت باشگاه گزینه کادرفنی خودش را می خواهد و نه نکونام علاقه ای به ادامه این راه البته با این مدیریت دارد.
هر چند این حقیقت تلخ را باید بپذیریم که دعوا و اختلاف در یک خانواده بخصوص دو بزرگتر یک خانواده (مدیریت و کادرفنی) در ادامه کار ضربه مهلکی را بر کالبد یک خانواده خواهد زد، ضربه ای که نه تنها باعث از دست دادن یک جام و قهرمانی در یک فصل باشد بلکه تبعات آن حتی تا چند فصل بعد هم ادامه خواهد یافت در صورتی که یک تغییر اساسی بوجود بیاید که فعلا فصل های متوالی است که خبری از این تغییر اساسی وجود ندارد.
وقتی هنوز نمی دانیم که هدف مدیریت باشگاه در این فصل با این شیوه مدیریتی قهرمانی با این کادرفنی است یا اینکه هیچ هدفی برای قهرمانی ندارند نه با این کادرفنی و نه با هیچ کس دیگری، داستان فصل های گذشته دوباره تکرار خواهد شد اما این فصل سخت تر و پیچیده تر از تمام فصل های گذشته خواهد بود.
-1402-11-10-avayeblue_clqd.jpg)
دیر یا زود باید منتظر چنین عکس العمل و مصاحبه ای از جواد نکونام می بودیم، سرمربی تیمی که با تمامی کمی ها و کاستی ها و مشکلاتی که داشت بالاخره در پایان نیم فصل حتی با بازگشت امتیازات کسر شده دو تیم رقیب دیگر همچنان صدرنشینی اش را حفظ کرد و به عنوان قهرمان نیم فصل به تعطیلات زمستانی رفت.
تعطیلاتی که هم بازار نقل و انتقالات زمستانی است و هم استراحت و ریکاوری برای استارت نیم فصل دوم، اما باشگاه استقلال که تیم خود را در نیم فصل اول صدرنشین می بیند در این تعطیلات که چند هفته از آن را سپری کرده ایم به جز جذب داسیلوا مدافع برزیلی و از دست دادن دو مهره خود به نام های مهری و یامگا هیچ دستاورد مثبت دیگری نداشته است.
وقتی همه این اتفاقات را می بینیم باید هم منتظر این می بودیم که جواد نکونام در تمرینات تیمش فریاد کمک سر بدهد، باید منتظر می بودیم تا باز گلایه و اعتراض و شکایت سرمربی تیم صدرنشین نیم فصل دوباره شنیده شود تا شاید مدیران و مسئولان این باشگاه کمی به خود بیایند.
جواد نکونام فریاد زد، تا شاید کسی به داد تیمش برسد، تا شاید کسی پیدا شود که مشکلات تیمش را البته نه تمامی آنها حتی بخش کوچکی از آنها را حل و فصل کند، بزرگترین مشکل جواد نکونام از دست دادن دو مهره و عدم جذب بازیکنانی بود که در نیم فصل اول و قبل از شروع فصل هم از عدم جذب آنها و نبود مهره های مورد نیاز خود درد و رنج می کشید و فریاد اعتراض سر می داد.
یک نیم فصل گذشت و به خیال اینکه شاید در تعطیلات زمستانی و با صدرنشینی آبی پوشان در پایان نیم فصل مدیران باشگاه استقلال به خود بیایند و کمی ها و کاستی های پیش فصل را در بین دو نیم فصل رفع و رجوع کنند اما انگاری هیچ قصد و نیتی برای حل و فصل آنها وجود ندارد.
به معنای واقعی کلمه کسی به داد تیم صدرنشین نیم فصل نمی رسد، کسی گوشش بدهکار فریادهای سرمربی تیم قهرمان نیم فصل نیست، کسی نه دلش برای این تیم می سوزد و نه قصدی برای جبران دارد و این طور می شود که باید منتظر یک نیم فصل دوم سخت و طاقت فرسا و شاید پر التهاب برای تیم استقلال باشیم.
-1402-11-09-avayeblue_54pv.jpg)
نمی دانیم دیگر شکایت مان را به کجا ببریم؟ اینکه چرا باید سرنوشت تیم استقلال به دست کسانی بیفتد که هرگز معنای دلسوزی را درک نمی کنند؟ چرا باید مسئولیت باشگاه استقلال به دست کسانی بیفتد که هر کاری انجام می دهند جز انجام درست مسئولیت خودشان در قامت مدیرعاملی و مسئولی باشگاه و تیم استقلال.
خودمان هم مانده ایم که تا کجا باز اعتراض کنیم؟ تا کی باید فریاد بزنیم و هیچ گوش شنوایی پیدا نشود؟ آیا این حق هوادار نیست که تیمش را در آسایش و آرامش هر چند نسبی ببیند؟ این حق هوادار استقلال نیست که تیمش را مقتدر و به دور از استرس و اضطراب ببیند؟
آیا این حق هوادار استقلال نیست که سالی چندین و چند بار برای اینکه حرفش را به گوش مسئولان باشگاه و فوتبال برسانند دست به تجمع بزنند؟ تجمع مقابل درب باشگاه و مقابل درب وزارت ورزش..
آیا هیچ کدام از اینها حق هوادار تیمی نیست که هنوز به عشق دو ستاره و قهرمانی چند دهه گذشته خود خوشحالی می کنند اما بیش از چند دهه است که در آسیا به مقام در خور شأنی نرسیده است و در لیگ داخلی هم پس از یک دهه به یک قهرمانی رسیده است؟
نمی دانیم، واقعا هم نمی دانیم که آقایان مسئول خوب به این فریادها گوش فرا می دهند اما هرگز به آنها بر نمی خورد و انگار نه انگار خودشان را به هزار راه می زنند.. مدیرانی که سکوتشان مثل یک زهر بر کالبد باشگاه و تیم استقلال در حال تزریق است و همین باعث شده که خون هوادار آبی بیش از هر زمان دیگری به جوش و خروش برسد.
استقلال در اوایل فصل با بسیاری از مشکلات خود ساخت و حتی با قهرمانی در نیم فصل جواب دندان شکنی به بسیاری داد، اما همیشه هم نمی توان اینطور بود و ایستادن تا پایان فصل به یک نیرویی بیشتر از نیروی تعصب نیاز دارد که ای کاش آقایانی که به آنها برنمی خورد کمی از آن آگاه بودند، و شاید آگاهی کامل دارند اما.... .(بگذریم نه، هرگز نخواهیم گذشت و باز خواهیم نوشت).
-1402-11-04-avayeblue_qpip.jpg)
شاید بسیاری با گفته ما و تبریک گفتن تولدهایمان مشکل داشته باشند که باز برایمان هیچ تفاوتی ندارد و اصلا مهم هم نیست. برایمان ۶ بهمن هم مثل ۳ خرداد، مثل ۱۳ آذر، مثل ۱۴ آبان و...و... یک تاریخ مهم و محترم و فراموش نشدنی است. ۶ بهمن تولد مردی است از جنس عشق، زادروز مردی است که باشگاه استقلال افتخاراتش را با او می شناسد. ۶ بهمن شاید ۷ سالی است که از زمین به آسمان تغییر کرده باشد، شاید منصورخان آسمانی شده باشد اما برایمان این تاریخ و این روز هم فراموش شدنی نیست. باز می گوییم کاش منصورخان هنوز پیش ما بود، جای پورحیدری همچنان کنارمان خالی است. روحت شاد مردی از جنس عشق، یادت همیشه گرامی مرد پرافتخار استقلال.

حال و روزی که این روزها و هفته ها هواداران پرسپولیس در حال تجربه آن هستند و برایشان سخت و طاقت فرسا و پر استرس در حال سپری شدن است درست هواداران رقیب شان یعنی استقلال سالیان متوالی تجربه کرده اند.
مشکلات مدیریتی، مشکلات کادرفنی، دعواهای بین این دو، اختلافات پیش آمده و ناکامی هایی که باعث شد فصل های متوالی استقلالی ها را از کورس قهرمانی دور کند.
بحران هایی که هر چند برای استقلالی ها تکراری است اما برای پرسپولیسی ها که فصل های متوالی با مربیان ثابت و تغییرات کم حداقل روی نیمکت مواجه بوده است و همین ثبات باعث موفقیت ها و قهرمانی های پر تعداد شده است این روزهای بحرانی برایشان کمی غریب است.
وقتی پرسپولیسی ها از همان ابتدای فصل با همین مشکلات عدم تفاهم مدیریت با کادرفنی مواجه شد که باعث شد بیشترین تعداد استعفاهای شفاهی یحیی گل محمدی تمسخر اهالی فوتبال و هواداران آن را در پی بگیرد اما بالاخره به حقیقت پیوست و سرمربی تیمی که فصل ها برایش قهرمانی آورد در پایان نیم فصل اول و تنها اختلاف 2 امتیازی با صدر از سمت خود کناره گیری کند.
این روزها بالاخره پایان خواهند یافت، روزهای پر استرس و نفس گیر و دلهره آور برای هواداران پرسپولیس و بالاخره پس از فصل ها در کادرفنی و روی نیمکت شاهد یک تغییر خواهند بود، اما اگر نگاهی به رقیب دیرینه خود می انداختند و می دیدند که پر تعدادترین تغییرات روی نیمکت خود را داشته اند و همین سبب عدم نتیجه گیری آنها شده است کمی بیشتر می توانند با این بحران و تغییر روی نیمکت تیم محبوبشان کنار بیایند.
بالاخره همیشه هم نمی توان انتظار روزهای آفتابی را داشت و خانه همیشه گرم بماند، مهم این است که در روزهای ابری و سرد هم بتوان راه های مقابله و راه های کنار آمدن با آن را آموخت، همین تجربه سپری کردن روزهای آفتابی طولانی مدت باعث می شود که روزهای ابری و سرد را با خونسردی برای خود تحمل کرد.

شاید در نگاه اول بهترین و آشناترین گزینه پس از کناره گیری یحیی گل محمدی نامی آشنا چون برانکو ایوانکویچ باشد، مردی که در فصل های حضورش قهرمانی های متوالی بسیاری را برای قرمزها کسب کرد و حتی قهرمانی های بعدی پرسپولیس پس از رفتن این مرد هم تا مدتها به اسم و حساب ایشان گذاشته بودند اما حرف از بازگشت...
شاید در این بلاتکلیفی برای انتخاب یک گزینه و به زبان آوردن تعداد مربیانی که در حال مذاکره به آنها برای نیمکت قرمزپوشان هستیم از جانب مدیرعامل باعث استرس و اضطراب بین هواداران پرسپولیس را فراهم آورده باشد و وقتی نام برانکو اولین گزینه برای مذاکره به میان آمد باعث خوشحالی بسیاری از هواداران قرمز را فراهم کرد اما شاید بتوان گفت که این گزینه و بازگشت دوباره ایشان مثل مَثَل آزموده را آزمودن خطا برای باشگاه پرسپولیس باشد.
مردی که شاید چهار فصل پیش توانست با تعداد قهرمانی های متوالی یک رکورد و کارنامه مثبت و محکم و قابل قبولی به نام خود و به کام پرسپولیسی ها به ثبت برساند اما سؤال مهم دیگر این است که آیا بازگشت دوباره برانکو آن هم برای نیم فصل دوم می تواند موفقیت آمیز باشد یا باید باز روی ایشان در بلند مدت حساب کرد؟
آیا پس از سه چهار فصل غیبت از فوتبال ایران برای بازگشت دوباره می توان روی تکرار دوباره قهرمانی ها دلگرم بود؟ آیا در صورت عدم موفقیت باید چه تدبیری اندیشید؟ به دنبال گزینه دیگر رفت یا تا پایان قرارداد ایشان که حداقل بین یک نیم فصل یا یک فصل و نیم خواهد بود منتظر بود و صبر کرد تا به پایان برسد؟
شاید وینگو بگوویچ که هم ملیتی برانکو می باشد حرف جالبی زد که حضور دوباره برانکو یک اشتباه محض برای ایشان می تواند باشد.. تکرار قهرمانی ها شاید برای شخص برانکو دیگر یک امر تکراری و روزمره بشود، اما برای هواداران پرسپولیس تداوم این موفقیت ها مهم است حال یا با برانکو یا با هر سرمربی دیگری و برایشان بازگشت دوباره به فصل های ناکامی و عدم نتیجه گیری بسیار سخت و غیر ملموس خواهد بود.

آیا فعلا و در حال حاضر بیشترین و مهمترین وظیفه یک مدیر آن هم مدیرعامل باشگاه استقلال جز تقویت تیم برای نیم فصل دوم چه می تواند باشد؟
فرصت و زمانی که مثل برق و باد خواهد گذشت و خیلی زود به چند روز مانده به استارت نیم فصل دوم نزدیک خواهیم شد، آنوقت به واقع اگر مدیرعامل نتوانسته باشد خواسته های حداکثری کادرفنی تیمش را برآورده کند چه پاسخی به هواداران خواهد داشت؟
آقای خطیر بیشتر از هر زمان دیگری استقلال و تیمت را دریاب که برای هواداران قهرمانی و کسب جام در پایان فصل بسیار اهمیت دارد و هر مقام و رتبه دیگری ناکامی برایشان به حساب می آید.
ما این مطالب را چه قبل از شروع فصل و چه در طول فصل بارها و بارها عنوان کرده بودیم اما ترتیب اثر در آنها ندیدیم.
_1402-10-13_k34f.jpg)
🔵 تیم نکونام را در نیم فصل اول نمی توان دوست نداشت و از آن تقدیر نکرد اما دوست داشتن اصلی و تقدیر کامل و مفصل را می خواهیم بگذاریم برای پایان نیم فصل دوم، آنجا که جام بر بالای سر کاپیتان حسینی و دستان سرمربی جواد نکونام می رود و موفقیتی که آنجا تکمیل خواهد شد.
-1402-10-12-avayeblue_y0ko.jpg)
همیشه می توان حرف از قهرمانی زد بخصوص اگر آن تیم هم استقلال باشد، آن هم اگر یک نیم فصل از لیگ سپری شده باشد و این تیم عیار خودش را در طول 15 بازی مشخص کرده باشد، تیمی که به شایستگی نزدیک به 10 هفته صدرنشین بود و با 9 برد و 5 تساوی و تنها یک شکست پس از استقلال دو فصل پیش زمان فرهاد مجیدی دومین تیم رکورددار در طول حداقل یک دهه اخیر بوده است.
این استقلال می تواند قاطعانه از قهرمانی و شیرینی هایش صحبت به میان آورد اما باز خوب می داند که پس از یک نیم فصل نه به صدرنشین نیمی از فصل جام می دهند و نه به او تبریک می گویند و اتفاقا وظیفه اش و کارش برای نیم فصل دوم سخت تر خواهد شد.
به واقع برای تیمی که هدفش قهرمانی در پایان فصل است قهرمانی در نیم فصل یا دومی زیاد تفاوتی نمی کند، وقتی هدفی بالاتر برای رسیدن به صدرنشینی پایان فصل وجود داشته باشد تمام تمرکز یک تیم به آن معطوف می شود و آنگاه برای رسیدن یا نرسیدن به قهرمانی نیم فصل خود را زیاد به آب و آتش نمی زند.
قاعدتا نیم فصل دوم دیگر مثل نیم فصل اول نخواهد بود، تیم ها برای رسیدن به صدر و از آن سو برای فرار از سقوط تمام تلاش خود را به کار خواهند گرفت، دیگر اگر نیم فصل اول استقلال 9 برد بدست آورد برای اینکه قهرمانی اش را محکم تر کند باید همین عدد را به 10 یا 12 یا حتی بیشتر برساند، دیگر باید خود مالک جایگاه خودش باشد و کاری به حریفان و رقیبان و نتایج آنها نداشته باشد.
آنگاه وقتی نتایج بازیها در دستان خود استقلال باشد خیلی زیباتر می تواند از قهرمانی حرف بزند، دیگر راحت تر می تواند از کسب جام صحبت به میان آورد، دیگر خیلی ساده تر می تواند از صدرنشینی اش دفاع کند، استقلال برای نیم فصل دوم باید نتایجی فراتر از نیم فصل اول بدست بیاورد، تعداد بردهایش را افزایش دهد، تساوی هایش را کاهش دهد و هرگز به شکست فکر هم نکند.
-1402-10-12-avayeblue_z6mf.jpg)
حساب و کتاب استعفاهای شفاهی یحیی گل محمدی، از دست همه فوتبال دوستان خارج شده است.
یحیی گل محمدی بازهم استعفا داد، بازهم شفاهی و بازهم در پایان یک مسابقه همراه با ناکامی تیمش، استعفاهایی که بیشتر پس از پایان بازیهایی بوده که تیم پرسپولیس در آن ناکام و سرمربی بهترین زمان را پیدا میکند که روبروی خبرنگاران بنشیند و با بیان جملاتی حرف از مشکلاتی بزند که منجر به استعفای او شده و اینکه برای سرمربی آینده آرزوی موفقیت میکند اما...
هنوز به ۲۴ ساعت نرسیده همه چیز عادی میشود، گل محمدی قید استعفا را میزند و انگار آب از آب تکان نخورده است. نمیدانیم برای چندمین بار در طول این نیم فصل از استعفای شفاهی در کنفرانس خبری گل محمدی رونمایی شد. استعفایی که خود گل محمدی خوب میداند نه مورد تایید هیات مدیره باشگاه قرار میگیرد و نه مدیرعامل به فکر جانشینی برای ایشان است.
یک بار و برای همیشه به گل محمدی پیشنهاد میکنیم که اگر واقعا تصمیم بر ماندن روی نیمکت پرسپولیس را دارد، بهتر است اراده اش را فراتر از بهانههایش کند و اگر تصمیم جدی برای رفتن دارد، پس استعفایش را جدی و رسمی ارایه کند و والسلام. نه هواداران قرمز و نه اهالی فوتبال، دیگر این استعفاهای شفاهی را باور ندارند و نمیکنند.
-1402-10-11-avayeblue_ckg.jpg)
شاید کمتر کسی حتی باور این را داشت که تیم سپاهان سه بازی متوالی شکست بخورد و ۹ امتیاز حساس و حیاتی را از دست بدهد و حتی با بازگشت چهار امتیاز خود نتواند نیم فصل اول را با صدرنشینی به پایان برساند، اما این چنین شد و استقلال همچنان با شایستگی صدرنشینی را پس از دو هفته دوباره مال خود کرد.
هر چند بارها و بارها گفتیم که صدرنشینی در پایان نیم فصل به معنای قهرمانی نیست و تبریک ندارد و مهم پایان فصل و صدرنشینی در پایان هفته سی ام است که جام به آن تعلق می گیرد اما از حق نگذریم نمی توان تلاش تیم نکونام را در پایان نیم فصل که به صدرنشینی منجر شد تبریک نگفت و این تیم را ستایش نکرد.
هر چند قهرمانی نیم فصل تبریک ندارد اما ما تبریک خود را به تعصب یارانی تقدیم می کنیم که یک نیم فصل مردانه جنگیدند و پس از ده هفته صدرنشینی متوالی بالاخره در پایان هفته پانزدهم صدرنشینی خود را همچنان تثبیت کردند و به قول معروف قهرمان نیم فصل اول شدند.
اتفاقا کار و وظیفه آبی پوشان برای نیم فصل دوم به مراتب سخت تر و حساس تر از دیگر تیم ها است حتی حساس تر از تیم سپاهان و حتی هم پرسپولیس، حفظ صدرنشینی یعنی همان کاری که در نیم فصل اول توانست ده هفته متوالی با موفقیت از انجام آن بیرون بیاید حال باید در نیم فصل دوم که به مراتب حساس تر و فشرده تر و خطرناک تر از نیم فصل اول است تداوم داشته باشد، به قول معروف حفظ صدرنشینی در نیم فصل دوم وظیفه ای بس سنگین است که باید از عهده تیم استقلال براید.
تیم نکونام را در نیم فصل اول نمی توان دوست نداشت و از آن تقدیر نکرد اما دوست داشتن اصلی و تقدیر کامل و مفصل را می خواهیم بگذاریم برای پایان نیم فصل دوم، آنجا که جام بر بالای سر کاپیتان حسینی و دستان سرمربی جواد نکونام می رود و موفقیتی که آنجا تکمیل خواهد شد.
-1402-10-11-avayeblue_cbgd.jpg)
تیم استقلال در نیم فصل اول با 9 برد و 5 تساوی و یک شکست با 32 امتیاز فعلا البته در صدر جدول قرار دارد و باید منتظر بازی فردای سپاهان بنشیند و آنگاه تکلیف نیم فصل اول و جایگاه خود را خواهد دانست.
اینکه هواداران آبی علاقمند بودند تا تیم محبوب خود را در صدر جدول در پایان نیم فصل اول ببینند یک حرف است و اینکه آبی پوشان بتوانند با تمام داشته های خود یک نیم فصل خوب و خاطره انگیز را سپری کنند حرف دیگری است، اما این را نباید از یاد ببریم که استقلال این فصل از همان شروع خود تا همین شب گذشته با کلی مشکلات ریز و درشت و کلی حاشیه های جورواجور یک حرکت یکسان و کم فراز و نشیب و یک صدرنشینی مداوم و طولانی مدتی را سپری کرد که این در نوع خود یک رکورد خوب و امری قابل تحسین است.
استقلال جواد نکونام در اولین فصل حضور این سرمربی یک نیم فصل قابل قبولی را سپری کرد، هر چند تساوی های متوالی با بازگشت امتیازات کسر شده سپاهان صدرنشینی را در دو هفته مانده تا پایان نیم فصل از این تیم گرفت، اما با همه این تفاصیل با نتایجی که از تیم استقلال پیش روی ماست و در جدول ملاحظه می کنیم هرگز نمی توان از تیم جواد نکونام ایراد و انتقاد کرد.
شاید بتوان ایراد و انتقاد واقعی را به مدیران و مسئولان بالادستی باشگاه گرفت که به دلیل رعایت سقف قرارداد از جذب بسیاری از بازیکنانی که سرمربی تیم به آنها نیاز داشت محروم ماندند و سر باز زدند و این باعث شد تا آبی پوشان در برخی از هفته ها در عین شایستگی از رسیدن به برد محروم بمانند و تن به تساوی های بد موقعی بدهند که اگر آنها بدست نمی آمدند حال حتی با بازگشت امتیازات سپاهان این تیم نکونام بود که همچنان صدرنشین بود و باکی از این موضوع نداشت.
اما باز به تیم استقلال و شخص جواد نکونام بابت تیمی که این فصل از آن دیدیم تبریک می گوییم، هر چند عیار واقعی این تیم و همه تیم های دیگر در نیم فصل دوم که از دو ماه دیگر استارت آن زده خواهد شد مشخص می شود و تیم ها دو ماه فرصت دارند تا با تجدید قوا و یک استراحت و شارژ مجدد خود یک نیم فصل دیگر را استارت بزنند تا تیم قهرمان و تیم هایی که سهمیه آسیایی را کسب خواهند کرد مشخص و معلوم شوند.